تبليغاتX
.
.
روز تولدم...

اي كه بي تو اين كوير، خواب بارون مي بينه 

امروز 27 اردبیهشته

میگن امروز.......روز تولد منه

میگن امروز روزیه که اومدم تا بهتر بشم و بهترخدا رو بشناسم

بهتر از شناختنی که اون بالا داشتم

میگن امروز اومدم تا خوب بودن رو منم تکرار کنم و...

خودم هم مجسمه خوبیهای خدا بشم

میگن اومدم تا بخودم بیام

میگن ...

میگن امروز روزیه که با مشایعت فرشتگان خوب خدا  و در آوازه لبخندستان خدا

با اولین نفسام گریه زندگی سر بدم

 

میگن امروز تعبیر تفالیه که تو عالم ذر زدم

میگن اومدم تا تصویر خدا رو به همه نشون بدم

میگن اومدم تا مجرای الهی باشم و خواست خدا رو تو زمین جاری کنم

یعنی همون هدفی که همه براش میان و فراموشش می کنن

میگن امروز روز بزرگیه برام

میگن امروز من اومدم تا تعهدی رو که با خدا بستم ...حالا انجامش بدم

میگن میگن...میگن

همیشه میگن و من همه اون چیزایی رو که میگن نه درکش میکنم و نه تو خودم می بینم

اگه من برا اینا اومدم امروز روز شرمندگی منه.......

همه جشن میگیرن برا تولدشون....

همه مهمون دعوت می کنن و شادی میکنن......

اما من اگه برا اینا اومدم زمین........

حالا ....خجالت می کشم.....خیلی

از روی خدا شرمنده ام......

امروز درواقع روزیه که به من هدفهای فرستاده شدنم رو گوشزد میکنن

و من جز سرافکندگی و شرم.....هیچی ندارم

امروز من سکوت می کنم و غم دورن خودمو به خلوت ترین گوشه دلم می برم

تا اشکامو اونجا بریزم

امروز من خیلی احساس تنهایی می کنم

احساس تنهایی و گناهی که...

شرمندگی بودن و حضورم  رو  مدام به من گوشزد میکنه

خدایاااااااااا

خدایا نجاتم بده