تبليغاتX
.
.
فریاد شاهد

چه سخت است صبوری بر انتظاری که شاهد بودن را از تو بگیرد

پرواز را از تو بگیرد

بالهای پروازت را هم در وادی بی آسمان

چشم براهش بگذارد..

ترا مجال گریستن ندهد و...

بی گریه نیز امانت ندهد

او منتظر است و ..

تو نیز به انتظار نشسته ای

او در انتظار تو و...

تو در انتظار ...

چشمها خبر از حسی میدهند که متعلق به زمین نیست

اما به حدود و کرانه های آسمان نیز نرسیده است

خدایا مرا دریاب

دلم را دریاب

احساسهای درونیم را دریاب

بگذار تا...

ساده بگویم بگذار تا ترا بفهمم

و حس تو را در قوه ادراک خود...

با همان تحیری که تو در حد بضاعتم بر ظرف نگاهم بخشیده ای...

جاری شدنت را به نظاره بنشینم

                             خدایا....

                                               چشم انتظار نگاهت خواهم ماند