تبليغاتX
.
.
مثل ديوونه هاي کم تحمل

وقتی که با خود تنها می شوم و از همه دور

تازه تو به من نزدیک می شوی....

تازه تو  و جای خالی تو را در زندگی بی اعتبار خود...

که بهانه هایی غیر از تو را می جوید...

ناباورانه خالی می بینم...

و باز اشکهای بی امان منند که بدور از خنده های مردمانی که اینک نیستند...

یاریگر این لحظات پر اندوه و کشنده ام می شوند...

بی تو چکنم....

خود بگو چکنم که تو چاره و جواب همه چکنم ها را .....

بهتر از من و هر کس دیگر می دانی...

مثل ديوونه هاي کم تحمل

مثل آواره ها زخم خوردم

نشستم از رو تقويم هاي بي تو

تموم روز و شب هامو شمردم

شبيه دوره گردهاي پريشون

يه عمره رد پاتو دوره کردم 

سراغت رو گرفتم کوچه کوچه

کمک کن دست خالي برنگردم

نمي دوني که وقت گريه کردن

ته قلبم چه خالي مي شه بي تو

به اسمت مي رسه مي لرزه قلبم

نمي دوني چه حالي مي شه بي تو

هنوز درگير روياتم خرابم

تو هم مثل خودم درگير دردي

قسم دادم خدا را گريه کردم

مگه مي شه عزيزم برنگردي؟


پی نوشت:

صبا بروزرسانی شد

مسلمان شدگان بروز شد

مسلمان شدگان در بلاگفا هم ساخته شد

نور باطنی بروز شد

بغض دل:

کاش آدمی اینقدر در میان کرانه های عقلانیت زمین گرفتار نبود و چشمی به آسمان داشت...

کاش حصار بلند احساسات گم کرده راهش سد راه عقلانیت خدایی اش نبود...

کاش آدمی تا این اندازه خود فریفته و خود فریبکار نبود....

کاش آدمی می توانست از جهلش جلوه آگاهی نسازد..

کاش آدمی در برابر آدمهای نابینای زمین...

کاش می توانست تاریکی را جلوه نور ندهد و ...

سیاهی های دور را که حتا خود هم توان دیدن چیزی را ندارد...

افقهای روشنی بخش سعادت نخواند....

کاش آدمی صادق بود و ساده...

کاش......