مادرم فداکارم....
همسر مهربانم...
روزتان مبارک باد
نور زهرای مرضیه(سلام الله علیها) همواره هادی و حامیتان باد
مادر، اگر دعاي شبانگاهيت نبود من در لهيب آتش غم مي گداختم

کودکي که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد:
مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد.....
اما من به اين کوچکي و بدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم....
خداوند پاسخ داد:
از ميان تعداد بسياري از فرشتگان , من يکي را براي تو در نظر گرفته ام ....
او در انتظار توست و از تو مراقبت خواهد کرد.
کودک دوباره پرسيد:
اما اينجا در بهشت , من هيچ کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اينها براي شادي من کافي هستند. خداوند گفت :
فرشته تو به تو لبخند خواهد زد و هر روز برايت آواز خواهد خواند
و تو عشق او را احساس خواهي کرد و شاد خواهي بود....
کودک ادامه داد : من چطور مي توانم بفهمم مردم چه مي گويند وقتي زبان آنها را نمي فهمم؟
خداوند او را نوازش کرد و گفت :
فرشته تو زيباترين و شيرين ترين واژه هائي را که ممکن است بشنوي، در گوشت زمزمه خواهد کرد...
و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کني.
کودک سرش را برگرداند و پرسيد :
شنيده ام که در زمين انسانهاي بدي هم زندگي مي کنند چه کسي از من محافظت خواهد کرد؟
خداوند جواب داد : فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد,....
حتي اگر به قيمت جانش تمام شود....
کودک با نگراني ادامه داد:
اما من هميشه به اين دليل که ديگر نمي توانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود....
خداوند گفت :
فرشته ات هميشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد ...
و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت.....
اگر چه من هميشه در کنار تو خواهم بود.

در آن هنگام بهشت آرام بود ....
اما صدائي از زمين شنيده میشد....
کودک ميدانست که بايد بزودي سفرش را آغاز کند...
او به آرامي يک سئوال ديگر از خداوند پرسيد:
لطفا نام فرشته ام را به من بگوئيد....
خداوند بار ديگر او را نوازش کرد ....
و پاسخ داد: به راحتي مي تواني او را مادر صدا کني!

پی نوشت:
پیام:
وقتی دلت شکسته شد.....
او در کنار تو ایستاده است......
ذکر یا فاطمه مکرر بگو......
تا روحت وصل به او شود.....
آنگاه به آرامش خواهی رسید

حرف دل 