*

همیشه در تب و تاب رسیدن بودم
بی حضور تو همیشه برایم سخت یوده
چشمهایم همیشه شمیم انتظار بود
دلم بی طاقت تو
اشکهایم عطشناک غبار برخاسته از قدمهای تو تا امروز
آنگاه که سوار بر امواج نسیم
ره بسوی من می پیماید
تا بر دیدگان بی دیده ام سرمه باشد از دیروز
روزها میگذرد
شب به سکوتش مرا همراه جان است برای شنیدن نوای دوردستها
برای گوش سپپردن در باد
هو هو هو ....
و دیگر هیچ....
هو هو هو......

*
|
|
![]() |
|||
امروز تنها حسم ....آرزوی مرگیست که مرا آرامم کند
:
:
:
:
مولای خوبیهای عالم .......
چققدر از تو دور شدم ......
میخواهم احساسهای پر از اعوجاجم را ......
با عشق تو ...... دوباره بازسازی کنم......
مرا دریاب.....
امروز میخواهم دوباره متولد شوم....
و چققدر دردناک است این تولد!!!

*

باز دلم تنگه خدا
تنگ تنگ....
دلم فقط رفتن میخواد...
از جایی که همش انتظار است و....
همه اون چیزهایی که انتظارمو طولانی تر میکنه
و مانع وصال هست و هجران ساز

دست و پامو میبنده دنیا...
مردمی که با اونها دارم زندگی میکنم و...
من و تو رو فراموش کردن..
و پیمان نامه من بود و تویی رو...

وقتی دلم شکسته میشه خدا جون...
می خوام که در کنار من دل شکسته و دل بریده...
جز تو نباشه.....
حضور تو که باشه........
حضور تو که احساس بشه
آدم راحت تر میتونه بغض دلشو بشکنه و...
های های گریه کنه....
گریه کنه بی اینکه نگاههای ترحم انگیز و....
گاه پر از ملامت کسی روت سنگینی کنه...
خداجون...
خدایی که توی همه لحظه های بی تو و با تو بودنم.....
جز تو کسی نگاه مهربانانه به من نداشته و...
سنگ صبورم نبوده...
خدایی که اگه حتا یک لحظه ترکم کنی...
من بینوا نیست و نابود میشم...
خدایی که .....
همیشه خدایی میکنی....
و برام نگاه خدایی داری.....
حتا اگه بزرگترین گناهان و اشتباهات و بی حرمتیها رو مرتکب بشم....
بازم میخوای که منو آرومم کنی....
تا باز بخودم بیام...
و باز تکرار عصیان من و...
بخشودن و ندیده گرفتن تو....
بعلت مشکلات متعدد بلاگفا احتمالا باغ سیب منتقل خواهد شد به اینجا
فعلا آزمایشی راه اندازی شده (نظر شما چیه؟)
*
چو ايران مباشد تن من مباد
*








